صائن الدين على بن تركه
390
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )
بندگى است و مطلوب بودن صفت خداوندى . انسان در واقع با اينگونه خواستن ، خود را بندهء غير حق ساخته و چون بندهء غير حق گشته ، در واقع از بندگى حق بيرون آمده است ( شرح التعرف ، ج 3 ، ص 1071 ؛ نيز بنگريد به : التصفية فى احوال المتصوفة ، ص 215 و 425 ؛ كشف الاسرار ، ج 1 ، ص 499 ) . راغب اصفهانى قريب به همين مضمون مىگويد : عبد دنيا و اعراض دنيوى در اين حديث ، كسى است كه خود را كاملا در خدمت و مراعات دنيا در آورده باشد و عبد به اين معنا مترادف « عابد » است ؛ اما عبد بليغتر از عابد مىباشد ( المفردات ، ص 319 ذيل « عبد » ) . اين حديث از كثرت استعمال و اشتهار ، حالت ضرب المثل پيدا كرده است . دهخدا سخن سعدى را نزديك به همين مفهوم مىداند كه فرمود : مال از بهر آسايش عمر است نه عمر از بهر گرد كردن مال ( امثال و حكم ، ج 3 ، ص 1390 ) . حبّب إلىّ من دنياكم ثلاث . . . ( ص 5 ) : صائن الدين اين حديث نبوى را مطابق ضبط امام محمد غزالى آورده است ( بنگريد به : إحياء علوم الدين ، ج 2 ، ص 48 ؛ ج 4 ، ص 431 ؛ كيمياى سعادت ، ص 305 ) . حديث مزبور در منابع اهل سنت با اندك تغييرى به اين صورت آمده است : « حبّب إليّ من الدّنيا ( دنياكم ) النّساء ، و الطّيب و جعلت ( جعل ) قرّة عيني في الصّلاة » ( المسند ، ابن حنبل ، ج 3 ، ص 128 ، 285 ؛ السنن ، النسائي ، ج 4 ، جزو 7 ، ص 61 ، 62 ؛ فيض القدير ، ج 3 ، ص 348 ، 370 ) . منابع معتبر حديث شيعى ، مفهوم اين حديث را در چند حديث جداگانه با اسانيد مختلف توسط امام صادق ( ع ) از پيامبر ( ص ) آوردهاند كه اگر كنار هم قرار گيرند ، مؤيد حديث مورد نظر خواهند بود : الف - « ما أحبّ من دنياكم إلّا النّساء و الطّيب » . ب - « جعل قرّة عيني في الصّلاة و لذّتي في النّساء » . ج - « جعل قرّة عيني في الصّلاة و لذّتي في الدّنيا النّساء و ريحانتىّ الحسن و الحسين » ( الفروع من الكافي ، ج 5 ، ص 321 ؛ نيز بنگريد به بحار الأنوار ، ج 77 ، ص 77 ) ؛ اما شيخ صدوق اين حديث را به همان صورت مذكور در منابع اهل سنت ، به واسطهء انس بن مالك با دو سلسله سند از پيامبر ( ص ) نقل كرده است ( الخصال ، ج 1 ، ص 165 ) . همانطور كه ملاحظه مىشود ، در هيچيك از منابع حديث و اسنادى كه آورده شد ، لفظ « ثلاث » وجود ندارد ؛ اما اين حديث با لفظ « ثلاث » شهرت يافته و در ضبط صائن الدين هم آمده است . مصحح الخصال تأكيد مىكند كه وجود اين كلمه در برخى روايتها زايد و حتى غلط است ؛ زيرا پيامبر دو مورد « نساء » و « طيب » را ذكر فرموده و مورد سوم را با قيد « قرّة عيني في الصلاة » از دو مورد اول جدا كرده است . پس « ثلاث » گفتن مناسب معنى نيست ( همان منبع ) . الحجر الأسود يمين اللّه في الأرض به يصافح عباده ( ص 214 ) : سيوطى حديث مزبور را به صورت « الحجر يمين اللّه في الأرض يصافح بها عباده » ضبط كرده و خاطرنشان ساخته كه ابن عساكر به نقل